+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 14:5  توسط ملیحه السادات رضوی
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 13:3  توسط ملیحه السادات رضوی
|
امام رضا (ع)
ای رضا ای هشتمین نور ولا
عا شقم عاشق به درگا ه شما
دیده ام را دیده ای چون جوی خون
در درون سینه ام رد جنون
بی تماشای رخت عاشق شدم
من هوایی بودم و منطق شدم
بید مجنون از جمالت خم شده
یاس در عطر وجودت گم شده
بارگاهت خانه درماند گان
آستانت مامن واماندگان
ای رضا ای شاه بی مکر و ریا
من نمی دانم کمی سویم بیا
رضاجان بیا و رضا کن مرا
بیا با خدا آشنا کن مرا
منم دست خالی و رویی سیاه
و شرمنده از کوله بار گناه
خانم زهرا رضوی(دبیر علوم تجربی)
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 13:0  توسط ملیحه السادات رضوی
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:56  توسط ملیحه السادات رضوی
|
|
بارگاهت جلوه گاه طارم مينا رضا
|
آستانت آسماني كهكشان آرا رضا
|
|
مهر از ماه جمالت چشمهاي گيتي فروز
|
ماه از مهر رخت آئينهاي رخشا رضا
|
|
گل تباران مست از بوي دل آويز تواند
|
اي نسيم گلشن كويت طراوت زا رضا
|
|
راهيان راه عشقت كاروان در كاروان
|
ساكنان كوي شوقت واله و شيدا رضا
|
|
چرخ مينايي خبر دارد كه در مهتاب شوق
|
ژاله ميبارم مدام از ديده چون مينا رضا
|
|
و اصلان آستانت از دو عالم بي نياز
|
عارفان را بارگاهت قاف استغنا رضا
|
|
نارسا طبعم نيارد گفت وصفت را كه هست
|
شعر (صائم) قطره و اوصاف تو دريا رضا
|
صائم كاشاني
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 16:9  توسط ملیحه السادات رضوی
|
چشمان تو
| كاش يك شب باز مهمان دو چشمت مى شدم
ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت مى شدم |
|
|
|
كـاش يك شب مى گذشتم از فراز چشـم تو
گـرم گـلگشت خراسان دو چشمت مى شدم
|
|
|
|
كـاش يك شب مى سرودم گنبد زرد تـو را
فـارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت مى شدم
|
|
|
|
كـاش يـشب مى نشستم بر ضريح چشم تو
بـاز هـم پابنـد پيـمان دو چشمت مى شدم
|
|
|
|
صـحن وايوان تو را اى كاش جارو مى زدم
چـون كـوترهـا نگهبان دو چشمت مى شدم
|
|
|
|
ضـامـن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
كـاش آهـوى بـيابـان دو چـشمت مى شدم
|
|
|
| كـاش يك شب معرفت مى چيدم ازچشمان تو
غـرق در دريـاى عرفان دو چشمت مى شدم |
|
|
|
كـاش يـك شب مى شدم خيس نگـاه سبز تو
شـاهـد اعـجاز باران دو چشـمت مى شدم |
|
|
|
كـاش يك شب نور مى نوشيدم از چشمان تو
مـى درخشيـم، چراغان دو چشمت مى شدم |
|
|
|
سـخـت شيرين است طعم روشن چشمان تو
كـاش يك شب باز مهمان دو چشمت مى شدم |
|
|
رضا اسماعیلی
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:24  توسط ملیحه السادات رضوی
|
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:19  توسط ملیحه السادات رضوی
|
طواف گنبد
هر شب در خيال خويش
ضريحت را
با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسيم
كبوتران ضريحت را
در ديدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلايى ضريح تو
طواف مى گذارم
چشم هايم شيدا
براى يك لحظه
يك ثانيه
حضور صميمى ات را
در ضريح ترسيم مى كند
و من
بى قرار مثل يك قطره حباب
رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
يا غريب الغربا!
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:16  توسط ملیحه السادات رضوی
|
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:15  توسط ملیحه السادات رضوی
|
غريب آشنا
| تـو يـادگـار هـفتمين سپيده اى |
|
شـكـوه مـاندنى ترين قصيده اى |
| اشـارتـى ز بـيـكران روشنى |
|
كـه از ديـار بى نشان رسيده اى |
| سـتـاره حـريـم سـبز فاطمه |
|
ز بـى نـهـايـت خدا دميده اى |
| بـهـار سـبـز بـاغهاى آرزو |
|
امـام قـصـه هـاى ناشنيده اى |
| گـل نـجـيـب بـاغ آفـرينشى |
|
كـه در دلـم بـهـار آفريده اى |
| تـو قـلب عاشقان هر زمانه را |
|
بـه لـطف و بخششت خريده اى |
| تـو مـنتهاى مهر و رحمت خدا |
|
ز هرچه غير اوست دل بريده اى |
| زمـهربانى ات، ز دل ستانى ات |
|
چـه نقش ها به لوح دل كشيده اى |
| مـيـان لالـه هـاى سـرخ آشنا |
|
غريـب آشـنـا! تو برگزيـده اى |
| ز سـاغـر كرامـت مـحمـدى |
|
زلال نـور مـعـرفت چشيده اى |
| ز بـاغهـاى بـى زوال سرمدى |
|
سـبدسـبد گـل حضور چيده اى |
| دلا! ز شـوق لـحـظـه زيارتى |
|
چـه عـاشقانه از قفس پريده اى! |
| بـهـار شـد دوبـاره باغ باورم |
|
ز عـشق تو كه روشناى ديده اى |
| بـه شـام غـربـت سياه عالمى |
|
طـلـوع فجر هشتمين سپيده اى |
نسترن قدرتی
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:11  توسط ملیحه السادات رضوی
|